تبليغاتX
متروکه ای شبیه باغ

متروکه ای شبیه باغ

اسرا به عشق او می گرید

امروز



خط خطی هایی که پاک  می شود .

 

 

اون روز که گو شه ی قلبم را ورق می زدم  به دیواری بر خوردم که خط خطی شده بود

 

هی نگه کردم  تا از لا به لا ی خط  خطی ها  چیزی پیدا کنم . نکه  پیدا  نکردم نه خوبم پیدا  کردم

 

ولی چیزی پیدا کردم که منو کن فیکون کرد...اَسرا! بد  کردی خیلی بد!  تو گفتی می خواهم

 

علت خیلی از گفته  ها یا احا دیث رو بدونم و اگه جواب سر بالا می شنیدی هم می ذا شتی  پای این که

 

بعضیها  می گفتن همه چی باید  منبعش  مشخص باشه  و  تو هم چون  نمی تونستی منبع  و جواب کاملی از

 

کسی پیدا  کنی  به همه چی شک  میکردی و  دست  آخر  کارایی که باید  انجام  می دادی رو  انجام  نمی

 

دادی  و کارایی که نباید  انجام  می دادی رو  انجام  دادی این  وسط کسی نگفت : اسرا جان وقتی یه  چیزی

 

بهت  ثا بت  نشده به مردم  نگاه  کن به  خودت  نگاه  کن خدا باهت  حرف می زنه  حتما حرف می زنه  .

 

شک نکن هر چی که به نفعته  و از عذاب الهی دورت می کنه رو  انجام بده.

 

. الا ن می فهمم  که اگر خیلی چیزا  دروغ عوضش  اون خدایی که  قربا نش بروم  درستهایی قرار

 

داده  که    قوه ی تشخیص من  به  کار بیفته .

 

عزیز همه خودت می دونی که چقدر دوستت  دارم اگر کو تاهی از من  سر  زده   خودت   و فقط خودت

 

نجاتم  بده ، من که جز تو  کسی و ندارم .

 

 

 


نوشته شده توسط اسرا در دوشنبه پانزدهم آبان 1385

لينك مطلب



کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by asra-nasrin.blogfa.com

Design This Web By Noleek @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM